Loading...

بودن تنها /

بودن تنها

دستانم زبر شده بود و پهن
و
صورتي بغض دار و چروك
جاي گريه هايم روي بالكن خانه ام چك چك ميكرد

من بودم و تنهايي
انقدر عاشقانه هاي دنيا را براي خود زمزمه كردم
كه با تمامي وجود كسي صدايم را در اغوش كشيد...

نظرات
    ارسال نظر
    به انگلیسی وارد شود
    نوشته های تازه
    سبد خرید شما
    آمار
    • تعداد کالا: 86
    • بازدید امروز: 612
    • بازدید دیروز: 590
    • بازدید کل: 2000365